|
سلام امیررررررررر خودت هم میدونی که هیچکس جز خودت بهت بد نکرد.یا روزایی که محبوبه التماست می کرد و می گفت بیخیال خیلی ها شو اما تو چیکار کردی...........؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!! تو محبوبه رو خیلی ارزون و مفت فروختی به یه سریییییییییی..............................! بیا خدا وکیل نگاه کن.خود من چقدر باهات صحبت کردم!چقدر بهت گفتم قدرشو بدون.چقدر بهت گفتم داری اشتباه میری. تو خودت رو حلال نکن.نمیگم فقط تو مقصر بودی .اونم خیلی دل سنگ بود شاید هم........ نتونست تورو ببخشه.اگه خیلی دوستش داری وداشتی هیچ وقت اینطوری ازش گله نمیکردی.یاد اون روزی باش که من رفتم وباهاش صحبت کرئم.یه ذره منطقی باش.اگه میخایش واسه رسیدن بهش کم نیار.اون حتی واسه اینکه حرف تو رو پیش نکشن با دوستاش هم رابطش رو قطع کرده.اما اگه خواستی و اینبار تونستی مثل یه مرد بهش قول بدی وپاش واسی من حاضرو یه بار دیگه واست با محبوبه صحبت کنم................................! منتظرتم!
نمی خواستم الان چیزی بنویسم . ولی حالم خیلی گرفته بود . خیلی خیلی . دیگه از این بازی خسته شدم . دیگه از شکسته شدن غرورم خسته شدم . هیچ میدونی این بار چندمه ؟ مگه من باهات چی کار کردم؟ خیلی پستی . دیگه دوست ندارم بهت برسم . دیگه تو رو واسه به تو نرسیدن دوست دارم . دیگه بهت نرسیدن رو دوست دارم . خیلی دوستت داشتم و دارم . اما دیگه نمیخوام بهت برسم . اینم بگم هیچ کدومتون رو نمی بخشم . نه تو رو نه رفیقات رو که هر کدومتون اونقدر غرورم رو شکوندید که حتی میتونم بگم دیگه من چیزی به اسم غرور ندارم . دیروز اولین روز ایام فاطمیه بود . خیلی دلم رو شکوندی . خوشت میاد آدم رو اذیت می کنی؟ واقعا متاسفم برات . من اصلا فکر نمیکردم.... ببین محبوب خانم و رفیقات به خدا هیچ کدومتون رو حلال نمی کنم . حتی رفیقای خودم رو . تو این روزا هم .... شنیدی میگن وقتی آدم دلش میشکنه دعاش بهتر گیرا میشه؟ البته و صد البته دل چه قابله ؟ شماها خودم و زندگیم رو شکوندید . به بازیم گرفتید. باشه . اگه خدایی هم هست از شما انتقام میگیره . به خدا هیچ کدومتون رو نمیبخشم . حتی دوستای خودم رووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو
این بار می دانم از کجا شروع کنم از آنجایی که عشق را با تو اغاز کردم از آنجایی که روزها و شبها به خاطر با تو بودن به دنیا لبخند زدم از انجایی که روز طلوعت با شقایقها به ضیافت قلب مهربانت امدم تا هزاران گل یاس را تقدیم عطر نفسهایت کنم. چه زیبا بود برایم روزهایی که دستان التماسم را به دستان مملوء از محبتت که بی نیاز از همه کس بود دادم. چقدر برایم به یادماندنی بود شبهایی را که با نوازش دستانت چشم بر هم می نهادم تا طلوعی زیباتر را در کنارت نظاره گر باشم . و امروز چه قدر برایم لذت بخش است که ثانیه به ثانیه قلبم برای قلب بی قرارت می ماند و می زند و حال برایت زمزمه می کنم از انچه که ثابت می کند که تویی نیمه گمشده ام که سالها در کوچه پس کوچه های ارزو دنبالش می گشتم. و اینک بدان ای مهربان ای امید نا امیدی های من برق چشمان تو همچون افتاب می درخشد بر برزخ فردای من . نازنینم می دانم تو معنایی برای خوشبختی دوباره ام هستی می دانم تو اغازی .چه زیباست با تو زیستن و برای تو ماندن و چه تلخ است چه تلخ است دور از تو خوشبختی را نظاره کردن . به یادت می مانم ای که ویرانه وجودم با عطر یادت زنده می ماند . بیا و برایم تکرار کن روزهایی را که حتی خورشید هم در حسرت خاموش و بی فروغ نظاره گر لحظه هایمان می شد. بیا و برای یک بار هم که شده به کلبه ارزوهایم زیبایی دوباره ببخش که آرزو بی تو معنا ندارد . دلسوزترین دوست داشتنی تری تر و مهربانترینی . بدین روست که زیباترین واژه ها را نثارت می کنم ایکاش می دانستی که به دور از دستهای اسمانیت زندگی برایم بی معنا است. تا اخر با من بمان و مرا همراه باش و این را همیشه بدان که بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم..... همیشه با تو هستم حتی اگر از من دور باشی عشقت در قلب من وجود دارد همیشه با تو هستم همیشه در قلب و فکر من هستی و هیچ وقت فراموشت نمیکنم همیشه دلتنگ دیدنت هستم، حتی وقتی کنارم هستی همیشه شور وجودت را در قلبم دارم مهربانم همیشه چشمانم تو را صدا میزنند حتی اگر تمام دنیا در اختیار من باشد باز هم تنها تو را میخواهم ، مهربانم همیشه با تو هستم هر چقدر از من دور باشی به قلب من نزدیک هستی ای گذشته و آینده من . ای زیباترین اتفاق زندگی من همیشه مشتاق دیدارت هستم همیشه چشمانم تو را صدا میزند . همیشه منتظرت هستم با اینکه میدانم که هرگز به فکر آمدن نیستی...... یادته بهم گفته بودی که شب بی اعتباره... بودن و نبودنش فرقی نداره... تو قسم خورده بودی با من می مونی... دیگه اسمت واسه من یه یادگاره... خاطرات عشق پاره تو دلم چه موندگاره... قاب چشمای سیاهت عمریه که رو دیواره... تو شبای بی ستاره دل من هواتو کرده... جای خالیت رو میبینه ولی باز باور نداره...
تتها در بی چراغی شبها می رفتم . دستهایم از یاد مشعل ها تهی شده بود . همه ستاره ها یم به تاریکی رفته بود . لحظه ام از طنین ریزش پیوند ها پر بود . تنها می رفتم . می شنوی ؟ تنها... . من از شادابی باغ زمرد کودکی براه افتاده بودم . آیینه ها انتظار تصویرم را می کشیدند . درها عبور غمناک مرا می جستند و من می رفتم . می رفتم تا در پایان خودم فرو افتم . ناگهان تو از بیراهه ی لحظه ها میان دو تاریکی به من پیوستی . صدای نفسهایم با طرح دوزخی اندامت در هم آمیخت . همه ی تپش هایم از آن تو باد . چهره ی من به شب پیوسته . همه تپش هایم از آن تو باد... من از برگ ریز سرد ستاره ها گذشته ام تا در خط های عصیانی پیکرت شعله ی گمشده ی خویش را بربایم .... دستم را به سراسر شب کشیدم زمزمه ی نیایش در بیداری انگشتانم تراوید . خوشه ی رضا را فشردم . قطره های ستاره در تاریکی درونم درخشید و سرانجام در آهنگ مه آلود ، نیایش تو را گم کردم... . میان ما سرگردانی بیابانهاست . بی چراغی شب ها ، بستر خاکی غربت ها ، میان ما فراموشی آتش هاست .....میان ما هزار و یک شب جست و جو هاست .
آنکه پر نقش زد این دایره ی مینایی کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد فکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت یار دیرینه ببینید که با یار چه کرد....
|
About![]()
چه قدر دوست داشتم تمام دلتنگي هاي اين روز ها را با كسي تقسيم مي كردم ، و يا كسي بود براي گوش دادن و درد دل كردن ، بماند كه آنقدر فاصله زياد شده كه هرچه فرياد مي زنم گويا صدايم را نه تو مي شنوي و نه هيچ كس ديگر Archivesاردیبهشت 1388فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 اردیبهشت 1387 بهمن 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 Links
خنده بازار . ای ول |